تبليغاتX
# فریاد خرداد
فریاد خرداد

 

خرداد 88 : نمی دانم این ماجرا صحت دارد یا نه ...

می گویند در زمان رژیم گذشته از استانداران مراکز آذربایجان غربی و شرقی خواسته شده بود که بین سازمان رادیو و تلویزیون و کارخانه ساخت تراکتور یکی را انتخاب و برای مردمانشان به ارمغان آورند ...

تبریزی ها تراکتورسازی را انتخاب نمودند و ما رادیو و تلویزیون را برگزیدیم ...

هم اکنون تبریز به اتکا کارخانجات عظیم  تولیدی و تجاری خود به یکی از قطب های صنعتی کشور مبدل گردیده است و تا همین چند ماه قبل مدیران لایقی از شهر من مدیریت می کردند کارخانه نام آشنای تراکتورسازی را..

صدا و سیمای ما هم علی رغم داشتن قدمت و سابقه و نیز حضور نیروهای ارزشمند و متخصص و جوانان مستعد و تحصیل کرده در آخرین جشنواره ای که داوری می کند تولیدات این سازمان را، نتوانست رتبه ای در خور و قابل توجه کسب نماید. این جشنواره اخیرا در شهر لسان الغیب، حضرت حافظ برگزار گردیده بود . 

سیاست های پر اشتباه و حاشیه های ایجاد شده در سالهای گذشته به نوعی نابودی کامل این مرکز را رقم زده هرچند که مردان و زنان رسانه ی ملی در تمام سال های گذشته نشان داده اند که ققنوس وار از خاکستر ویرانه های ایجاد شده از سوی مدیران تحمیلی و رانده شده از دیگر دستگاه ها سر بر آورده و صیانت از فرهنگ و هنر را به خوبی و با موفقیت دنبال خواهند کرد.

سال های طلایی رشد و شکوفایی صدا و سیمای آذربایجان غربی باز می گردد به دهه ی ۷۰ که مدیریت موفق و شکوفای علی نواداد در آن جهشی بی نظیر را در توسعه ی زیرساختی ،  فرهنگی و به ویژه تربیت نیروی انسانی توانمند رقم زد.

خاطرم هست تا وقتی شبکه های استانی سیما تاسیس پیدا نکرده بودند بچه های زحمتکش سازمان جمعه ها از صبح تا ظهر از شبکه اول سیما برنامه های جذابی برای هم استانی های عزیز پخش و تولید می کردند. مدیریت علی نواداد گویی هم مدیریت بود و هم علقه و عاطفه متقابلی را بین رسانه و مخاطب ایجاد کرده بود. هنوز هم وقتی با بچه های سازمان صحبت می کنی به نیکی یاد می کنند از علی نواداد و دوران مدیریتش. او هم اینک مدیرکل صدا و سیمای آذربایجان شرقی است !!

نمی دانم ساختمان والفجر سازمان، چه حکمتی با خود داشت که از وقتی صدا و سیمایی ها از آنجا هجرت نمودند برکت هم از این سازمان رخت بر بست..

رادیو و تلویزیون استان ما محبوب نیست. این را می توان به عینه لمس کرد. برنامه ها ارتباطی مکانیکی با مخاطب دارند. فضا دلچسب نیست و شاید هم..

سهم خانه من از سیمای استانی وقت اذان مغرب به افق ارومیه صرفا برای نماز اول وقت مادر است اما براستی سهم کارکنان صدیق ، مظلوم، و پاک و مستعد این سازمان از مدیریت نه چندان قابل قبول حضرات چیست؟ سهم شعور و فهم مخاطب که پیش کش !

مطالب مرتبط :

در انتظار یار / رصد

کلکسیونی از افتخارات شکرنیا ، مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی

شکرنیا پلیسی تر است یا باقری ؟! / آینا نیوز

                                             *******

 گشتی در وبلاگهای همشهری

باز باران ! / یادداشت دکتر حسنی درباره تاسیس دفتر بنیاد باران در ارومیه

چشم و دلتان روشن ! / یادداشت مصطفی فروزان درباره قطع مکرر برق در ارومیه

مافیا در پروژه میانگذر دریاچه ارومیه / گزارش هادی عابدی در عصر ایران

آرزویی نقش بر آب / گزارش خواندنی دیگری از هادی عابدی درباره پروژه میانگذر دریاچه ارومیه

روز ۱۸ تیر یواش میزدند یا محکم ؟!! / دکتر گودرز صادقی

مطالبی خواندنی درباره دریاچه ارومیه

وضعیت پارک ملی دریاچه ارومیه بحرانی است / مژگان جمشیدی

ناقوس مرگ در ارومیه به صدا در آمده است / یادداشتی دیگر از مژگان جمشیدی در روزنامه کارگزاران

" ارومیه " ، دریاچه ای خسته و بیمار / فیلم


 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | دوشنبه 24 تیر1387 | 8:26 بعد از ظهر |
 

دیشب ( یکشنبه ) هوس آشپزی به سرم زده بود ، میخواستم ساندویچ با سس سوییسی درست کنم . فست فود بسیار خوشمزه ای است . حدود ساعت ۳۰/۹ شب بود که کمی سوسیس هات داگ به همراه پنیر پیتزا ، نان فرانسوی ، قارچ و مخلفات دیگر خریدم . در راه بازگشت به خانه تلفنم زنگ زد . دکتر اسم حسینی آنطرف خط بود . تلفن قطع و وصل میشد ، درست وسط خیابان روی خط طولی ایستاده بودم که دکتر گفت از جایت تکان نخور ، همینجا که ایستادی صدات خوب میاد .

چند دقیقه ای صحبت کردیم که دوباره تلفن قطع شد . همانجا وسط خیابان ایستادم تا دوباره دکتر تماس بگیرد . چشمتان روز بد نبیند ، موتورسواری از راه رسید و پلاستیک حاوی خریدهایم برای شام دیشب را از دستم قاپید و برد !!

از طرفی خوشحال بودم که گوشی تلفنم را ندزدید از طرفی هم ناراحت سوسیها بودم ، چون باید کلی راه برای خرید مجدد طی میکردم و چند هزار تومان ناقابل دیگر نیز پرداخت میکردم .

پی نوشت : تا چند سال پیش سارقین موتورسوار کیف پول و بعضا گوشی موبایل عابرین را میدزدیدند اما مدتی است به برکت نفت ۱۴۰ دلاری چون دیگر پولی در کیفهای مردم باقی نمانده است !! سارقین محترم موتور سوار ترجیح میدهند برای پرکردن شکمشان در مقابل فروشگاههای بزرگ کمین کرده و به سرقت کیسه های خرید ناچیز مردم که عمدتا مواد غذایی هستند اقدام کنند . دزدیدن عینکهای آفتابی توسط سارقین موتور سوار نیز مدتی است که مد شده !!

********

شکایت شهروند ارومیه ای از پلیس ۱۱۰

خودرویی که چهار چرخش را دزدیدند

اما ماجرای جالبی که چند روز پیش برای یکی از همشهریان در ارومیه اتفاق افتاد . یکی از همشهریان که در کوی کهرم خیابان دانشکده ارومیه منزل دارد با مراجعه به دادگستری از پلیس ۱۱۰ شکایت کرد . ماجرا از این قرار است که نیمه شب حدود دو هفته پیش یکی از ساکنین کوی کهرم متوجه میشود که سارقی در حیاط منزلش مشغول بازکردن چرخهای خودرو او است .

تلفن را برمیدارد و با ۱۱۰ تماس میگیرد ، اما ظاهرا آن ساعت شب در مرکز تلفن ۱۱۰ کسی نیست تا پاسخگوی تلفن باشد . سارق یکی از لاستیکهای خودرو را باز کرده و مشغول بازکردن دومین لاستیک میشود . صاحبخانه بازهم به ۱۱۰ زنگ میزند اما اینبار نیز کسی جوابگوی تلفن نیست . لاستیک دوم هم باز میشود و سارق محترم با خیال راحت به سراغ لاستیک سوم میرود .

صاحب خودرو هرچه شماره مرکز فوریتهای پلیس را میگیرد کسی جواب تلفن را نمیدهد . ناچار میشود خود دست به کار شود ، از پنجره شروع به داد و فریاد میکند ، چراغ دیگر همسایه ها که روشن میشود سارق بی آنکه بتواند لاستیکها را با خود ببرد فرار میکند .

فردای آنروز صاحب خودرو که از اساتید دانشگاه نیز است با ۱۹۷ تماس میگیرد . تلفن روی پیغامگیر بود و آن مرد از پاسخ ندادن به تماسش از سوی ۱۱۰ به ۱۹۷ شکایت میکند .

ده روز از آن ماجرا گذشت . صاحب خودرو که هرگز گمان نمیکرد سارق برای اتمام کار نیمه تمامش دوباره مراجعه کند ، صبح زود وقتی عازم محل کارش با اتومبیل بود در کمال تعجب دید که اتومبیلش به جای چهار چرخ بر روی چند آجر سوار است .

این استاد دانشگاه به شرکتی که خودرو اش را بیمه کرده بود مراجعه کرد . مسئولان شرکت بیمه به او گفتند که برای دزدیده شدن چهار چرخ خسارتی نمیتوانیم بدهیم ، هروقت اتومبیلتان را دزدیدند بیایید تا خسارت بدهیم !!

صاحب خودرو پلیس ۱۱۰ را مقصر میداند ، چراکه معتقد است اگر کسی در مرکز فوریتهای پلیسی پاسخگوی تماسش بود این اتفاق نمی افتاد .

بالاخره دزد پر رو کار خود را کرد !! / سایت استانداری آذربایجان غربی

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | دوشنبه 24 تیر1387 | 7:29 بعد از ظهر |
 

عکسی از محمود احمدی نژاد که بهانه ای شد برای توقیف روزنامه تهران امروز

روزنامه سرمایه : هر سال بین 50 تا 100 میلیارد تومان به عنوان " بودجه در اختیار " به رئیس جمهوری و رئیس قوه قضائیه تعلق می گیرد که بنا به صلاحدید می توانند در هر جایی که لازم بدانند ، هزینه کنند . با احتساب 50 میلیارد تومان در سه سال گذشته رئیس جمهوری احمدی نژاد بیش از 150 میلیارد تومان به عنوان " تنخواه " دریافت کرده که خارج از شمول محاسبات و تفریغ بودجه است . پیش از این خاتمی در طول هشت سال ریاست جمهوری خود از پذیرش مبلغ " تنخواه " خودداری کرد چرا که معتقد بود سازمان مدیریت و برنامه ریزی بهتر از او می تواند محل هزینه کردن این مبالغ را برآورد کند . ضمن اینکه احتمال فساد و اشتباه در آن بسیار زیاد است . طبق بند اول قانون بودجه هر سال مبلغی به عنوان تنخواه یا " مبلغ در اختیار " در اختیار وزرا و ریاست سه قوه قرار می گیرد .

 بخشی از این مبلغ " در اختیار " به عنوان خارج از شمول (خارج از شمول قانون محاسبات عمومی کشور) اعلام شده و مابقی آن توسط دیوان محاسبات کشور قابل نظارت و کنترل است. طبق اصول 53 و 55 قانون اساسی دیوان محاسبات باید به کلیه حساب ها و امور مالی وزارتخانه ها و موسسات دولتی رسیدگی کند . طبق اصل 55 قانون اساسی دیوان محاسبات به تمامی حساب های وزارتخانه ها، موسسه ها، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از بودجه کل کشور استفاده می کنند به ترتیبی که قانون مقرر می دارد رسیدگی یا حسابرسی کند تا هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد . دیوان محاسبات حساب ها ، اسناد و مدارک مربوطه را برابر قانون جمع آوری و گزارش تفریغ بودجه هر سال را به انضمام نظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم می کند و این گزارش باید در دسترس عموم باشد . البته اصل پنجاه و سوم نیز مشخص می کند کلیه دریافت های دولت در حساب های خزانه داری کل متمرکز می شود و همه پرداخت ها حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می شود . البته بحث تنخواه دستگاه ها و مبلغ در اختیار خارج از شمول به طور کلی متفاوت است چرا که مبلغ در اختیار خارج از شمول به صلاحدید وزیر یا ریاست دستگاه هزینه می شود بدون اینکه طبق قانون دیوان محاسبات بررسی شده یا در تفریغ بودجه سالانه ذکر شود .
 
 برای خواندن ادامه گزارش روزنامه سرمایه اینجا کلیک کنید
 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | یکشنبه 23 تیر1387 | 2:14 بعد از ظهر |

 

بنیاد باران

دومین شعبه استانی بنیاد باران (بنیاد آزادی ، رشد و آبادانی ایران ) بزودی در ارومیه آغاز به کار میکند . جمعی از فعالین اصلاح طلب و مدیران سابق استان آذربایجان غربی مدیریت شعبه بنیاد باران در آذربایجان غربی را بر عهده خواهند داشت .

آذربایجان غربی پس از خراسان رضوی دومین استانی است که شعبه بنیاد باران که ریاست آن بر عهده سید محمد خاتمی ، رییس جمهور پیشین ایران است در آن آغاز بکار خواهد کرد .

*******

فراخوان شرکت در کلاس آموزشی آشنایی با مثنوی معنوی حضرت مولانا در ارومیه

مرقد حضرت مولانا در قونیه ترکیه

کلاس آموزشی آشنایی با مثنوی معنوی مولانا به همت موسسه فرهنگی ، هنری پیام آوران سپهر از هفته گذشته در ارومیه آغاز شده است . استاد گرانقدر عباس خورشیدی به عنوان مدرس در این دوره آموزشی شرکت خواهند داشت . علاقه مندان به حضرت مولانا ، با هماهنگی قبلی برای حضور در این دوره آموزشی که شنبه هر هفته در محل این موسسه برگزار خواهد شد میتوانند شرکت کنند .

این موسسه فرهنگی و هنری همچنین در آینده ای نزدیک در موضوعات دیگر نیز جلسات هم اندیشی و آموزشی برگزار خواهد کرد .

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | پنجشنبه 20 تیر1387 | 6:58 بعد از ظهر |

 

دو هفته پس از انتشار نامه سرگشاده جمعی از کارکنان سیمای مرکز آذربایجان غربی در اعتراض به مدیریت ناکارآمد و پلیسی شکرنیا ، موسوی معاون امور استانهای سازمان صدا و سیما فردا به ارومیه سفر خواهد کرد .

سفر معاون امور استانهای سازمان صدا و سیما به ارومیه در حالی انجام میگیرد که چندی پیش سیمای مرکز آذربایجان غربی در شانزدهمین جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی از میان سی مرکز صدا و سیما رتبه بیست و شش را از آن خود کرد تا بدین صورت حلقه ناکارآمدی های شکر نیا ، مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی رفته رفته تکمیل تر شود .

به اعتراف بسیاری از کارکنان سیمای مرکز آذربایجان غربی از زمان روی کار آمدن شکرنیا ، این مرکز که سالها به عنوان یکی از مراکز نمونه در کشور شناخته میشد دوران رکود خود را آغاز کرد . سیاستهای نادرست مدیریتی شکرنیا در طول این سالها باعث شد تا بسیاری از نخبگان و کارکنان نمونه مرکز یا رخت هجرت به دیگر مراکز استانهای کشور ببندند و یا با پرونده سازیهای بی مورد از سازمان اخراج شوند و نتیجه این مدیریت ناکارآمد رویگردانی و عدم رقبت مردم استان به تماشای برنامه های تولید شده در سیمای آذربایجان غربی است .

حدود دو سال پیش یکی از همکارانم در روزنامه به نقل از یک بولتن محرمانه متعلق به یکی از نهادهای کشور میگفت که استان آذربایجان غربی رتبه اول کشور را در استفاده شهروندانش از برنامه های ماهواره ای دارد . در همان ایام زمانی که با یکی از فرماندهان نیروی انتظامی در استان صحبت میکردم آماری که همکارم در اختیارم قرار داده بود را برایش نقل کردم و او نیز ضمن تایید ضمنی این آمار گفت " بر اساس بررسیهای نیروی انجام شده حدود ۷۵ درصد از خانواده های استان آذربایجان غربی از برنامه های ماهواره ای استفاده میکنند "

به نظر شما چرا میزان استفاده از برنامه های ماهواره در استان آذربایجان غربی تا این حد زیاد است ؟ من شخصا زمانی که در ارومیه بودم هیچ علاقه ای به دیدن برنامه های شبکه استانی نداشتم و فقط گهگاه بیننده بخش خبری این شبکه بودم . البته بخش خبری نیز ضعفهای بسیاری دارد . بیش از ۹۰ درصد خبرهای پخش شده از شبکه استانی را اخبار پوششی تشکیل میدهند که البته بسیاری از این خبرها از کمترین ارزش خبری برخوردارند . چندی پیش وقتی از یکی از تهیه کنندگان فعال شبکه استانی پرسیدم که چرا چنین خبرها و مطالب بی ارزشی را تهیه و پخش میکنید آهی از نهادش بلند شد و اینگونه پاسخ داد : " سعید به خدا قسم خودمان هم شرم میکنیم وقتی این کیفیت از مطالب رابه مخاطب عرضه می کنیم ، خدا لعنت کند باعث و بانی این همه سرافکندگی برای سیمای استان را !! "

اما مطالبی درباره نامه سرگشاده جمعی از کارکنان

نامه ای که برای اولین بار در در این وبلاگ منتشر شد ۳۱ امضا داشت . پس از انتشار نامه ، ۱۱ نفر دیگر از کارکنان سیمای استان که از جمع آوری مخفیانه امضاء بی خبر بودند از طریق ایمیل ، کامنت خصوصی و یا تماس تلفنی خواستار آن شدند که نامشان به لیست امضاء کنندگان اضافه شود . بگذریم از اینکه بسیاری دیگر از کارکنان مرکز نیز با سیاستهای مدیریتی شکرنیا مخالف هستند اما جرات امضای این نامه را نداشتند . البته کاملا به آنها حق میدهم چراکه کوچکترین مخالفت و کمترین انتقاد از مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی ، از سوی شکرنیا گناهی نابخشودنی محسوب و با منتقد به بدترین شکل ممکن برخورد میشود . آخرین آن مربوط است به یکی از کارشناسان روابط عمومی سازمان که حدود یک سال است که معلق از خدمت بوده و پرونده ای قطور در دادگاه انقلاب از سوی شکرنیا برایش ایجاد شده است .

مورد دیگر نیز مربوط است به پرونده سازی بسیار شرم آور برای کارمندی که به نام او اختلاس و سوء استفاده مالی میشد . زمانی که این کارمند بخت برگشته متوجه سندهای مالی غیرواقعی به نام خودش شد قصد داشت موضوع را از طریق نهادهای ذیربط پیگیری کند که با پرونده سازی اخلاقی مواجه شد . او را ساعاتی در یک اتاق زندانی کردند و چنان فضای رعب و وحشتی را برایش بوجود آوردند که کارمند بیچاره شبانه با کرایه کردن یک خودرو از شهر خارج شد . وقتی او را در اتاق زندانی کرده بودند چندین نفر با داد و فریاد تهدیدش میکردند ، به او گفته شد تا ساعاتی دیگر ماموران اداره اطلاعات برای بازداشتش خواهند امد !!!

از این دست موارد در سیمای مرکز آذربایجان غربی زیاد است که به مرور به برخی از آنها اشاره خواهم کرد .

شکرنیا ، مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی این روزها به معاونین و عواملش دستور داده است تا اسامی امضاء کنندگان نامه سرگشاده را پیدا کنند . یکی دو بار نیز با من تماس گرفتند ، در یکی از این تماسها فردی که فکر میکرد خیلی باهوش است خود را کارمند صدا و سیما معرفی کرد . او ابتدا شروع کرد به انتقاد از شکرنیا و ناسزا گفتن به وی و پس از آن خواستار آن شد که نام او را نیز به لیست امضا کنندگان اضافه کنم . پس از آن پرسید : " اگر اسامی امضاها به ترتیب حروف الفبا باشد نام او قبل و بعد از نام چه کسانی خواهد بود ؟؟!!!! " و من هم اینگونه پاسخ دادم : " نام تو بعد از عزت الله ضرغامی و قبل از نام شکرنیا است !!! " وقتی در اجرای نقشه اش برای پی بردن به حداقل دو اسم ناکام ماند  شروع کرد به ناسزا گفتن و تهدید کردن .

هفته نامه کوشا نیز در آخرین شماره خود نقدی بر نتایج نامطلوب سیمای مرکز استان در جشنواره تولیدات مراکز استانها نوشته است . پس از انتشار مقاله در این نشره به دستور شکرنیا تمام نسخه های این هفته نامه از کتابخانه سازمان جمع آوری و سردبیر این نشریه نیز بارها از سوی افراد مختلف تهدید شد .

پی نوشت : امیدوارم فردا که معاون امور استانهای سازمان صدا و سیما در ارومیه خواهد بود کارکنان معترض بتوانند بی هیچ دغدغه ای با وی درد دل و صحبت کنند . گرچه ناگفته پیداست که فردا شکرنیا تلاش خواهد کرد با مدیریت پلیسی که در آن تخصص دارد معاون امور استانها را از دسترس کارکنان دور نگه دارد .

مطالب مرتبط با مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی

نامه سرگشاده کارکنان سیمای مرکز آذربایجان غربی در اعتراض به مدیریت ناکارآمد و پلیسی

مشاور مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی : " پست مدرنیسم " حد وسط سنت و مدرنیسم است !!

آقای شکرنیا ، احراز رتبه ۲۶ از میان ۳۰ استان کشور بر شما و همقطارانت مبارکباد

یادداشتی از یک کارمند صدا و سیما : نمره نامطلوب سیمای آ.غ در تعامل با منتقدان

جاسوس پروری در سیمای مرکز آذربایجان غربی !

نقدی بر عملکرد صدا و سیمای آذربایجان غربی در آستانه انتخابات

فيلترينگ وبلاگها و قطع اينترنت در صدا و سيماي مركز آذربايجان غربي

شاهکارجدید : فيلترينگ وبلاگها و قطع اينترنت در صدا و سيماي آذربايجان غربي

سیمای مرکز آذربایجان غربی فراتر از C.N.N و B.B.C !!!

صدا و سيماي استان در خدمت كانديداهاي نور چشمي !

حسنی امام جمعه ارومیه ضرغامی را از منزلش بیرون کرد !

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | سه شنبه 18 تیر1387 | 8:35 بعد از ظهر |
 

چند روز پس از آنکه مطلبی با عنوان " بنگاه کارچاق کنی در دفتر آقای مدیرکل " را در وبلاگ منشر کردم حراست استانداری پیگیر موضوع شد . در مطلبی که منتشر کرده بودم علیرغم اطلاعات دقیقی که در دست دارم زیاد به جزییات نپرداخته و فقط به سوء استفاده از موقعیت شغلی یکی از مدیران کل استانداری اشاره کردم . واقعیت ماجرا این است که در این موضوع آقای مدیرکل به تنهایی دست به اقداماتی که در مطلب اشاره کرده بودم نزده است . یکی دیگر از کارکنان استانداری نیز در این ماجرا نقش داشت .

امروز اما متاسفانه مطلع شدم که حراست استانداری تمام تقصیرات را فقط به گردن کارمند متخلف انداخته و از اقدامات و سوء استفاده های آقای مدیرکل چشم پوشی کرده است . البته تنها برخورد با کارمند مربوطه نیز انتقال او از ساختمان اصلی استانداری به ساختمان شماره دو ( سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق ) بوده است !!! بالاخره این هم نوعی مجازات است چراکه خیلی از کارکنان استانداری از ساختمان شماره دو به عنوان تبعیدگاه یاد میکنند !!

به نظرم بهتر آن بود که در بررسی این موضوع توسط استانداری هر متخلفی به اندازه تقصیراتش مواخذه میشد که قطعا قصور یک مدیرکل بسیار بیشتر از یک کارمند ساده است .

پی نوشت : گنه کرد در بلخ آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری و یا به عبارت بهتر : گنه کرد در بلخ آهنگری ، به خانه زدند گردن شاگرد اهنگری !!

بنگاه کارچاق کنی در دفتر آقای مدیرکل

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | سه شنبه 18 تیر1387 | 6:38 بعد از ظهر |
 

نامه شهردار ارومیه به نماینده ای که وجود خارجی ندارد !

پی نوشت : آقای شهردار نماینده مردم خوی در مجلس هشتم دکتر موید صدر حسینی است نه ایوب ایوبی !!

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | سه شنبه 18 تیر1387 | 6:7 بعد از ظهر |
 

 یک منبع آگاه که خواست نامش منتشر نشود از احتمال انتصاب بیژن ذبیحی مدیرکل دفتر استاندار آذرباجان غربی به عنوان فرماندار ارومیه خبر داد و گفت که مقدمات اولیه این تغییر و تحول از چند روز گذشته در استنانداری آغاز شده و به محض اینکه پاسخ استعلامهای لازم آماده شود بیژن ذبیحی به عنوان فرماندار ارومیه منصوب خواهد شد .

برای اطلاع از صحت این خبر با برخی از مسئولین استانداری تماس گرفتم که هیچکدام از آنها حاضر به پاسخگویی در این باره نشدند . غفاری آذر ، فرماندار ارومیه نیز ضمن اظهار بی اطلاعی از احتمال تغییرش خبرهای مربوط به استعفایش را نیز تکذیب کرد .

هر سه نماینده ارومیه در مجلس نیز از خبر انتصاب احتمالی فرماندار جدید ارومیه نیز اظهار بی اطلاعی کردند . نمایندگان ارومیه در مجلس اما معتقدند که هرگونه تغیر و تحول در فرمانداری بدون اطلاع و مشورت با نمایندگان شهر کار صحیحی نیست .

نادر قاضی پور ، راهیافته ارومیه به مجلس هشتم در این باره میگوید : " هرگونه تغییر و عزل و نصبی باید در راستای ارتقاء کارآمدی باشد ، ضمن آنکه بنظر میرسد تغییر فرماندار مرکز استان نیز بدون اطلاع منتخبان مردم کار چندان جالبی نباشد . وی همچنین معتقد است در صورت تغییر فرماندار بهتر است فرماندار جدید از میان کارکنان با سابقه و باتجربه استانداری و یا فرمانداری انتخاب شود .

گرچه تاکنون هیچ مرجع رسمی خبر تغییر فرماندار ارومیه را تایید و یا تکذیب نکرده است اما در صورتیکه این خبر صحت داشته باشد چرا تا کنون بصورت رسمی اعلام نشده و چرا مقدمات این تغییر و تحول بصورت پنهانی و به قول معروف با چراغ خاموش در حال پیگیری است ؟

به نظر میرسد یافتن پاسخی مناسب برای این دو پرسش کار چندان دشواری نباشد .

مدیرکل دفتر استاندار جزء معدود مدیرانی است که از همان ابتدای انتصابش به عنوان مدیرکل دفتر استاندار بسیاری از فعالین سیاسی با او مخالف بودند و در حال حاضر نیز اختلافات او با برخی از این فعالین بویژه اعضای حزب موتلفه اسلامی در استان و برخی دیگر از گروههای سیاسی به اوج خود رسیده است . در میان بسیاری از کارکنان استانداری نیز بیژن ذبیحی جایگاه چندان مناسبی ندارد .

نوع رفتار او با کارکنان ، بستن راه ارتباط بسیاری از فعالین سیاسی و نخبگان شهر با استاندار و ... مهمترین ایراداتی است که از سوی منتقدان و مخالفینش نسبت به مدیریت ناکارآمد و نه چندان مناسبش به او وارد میکنند .

در یکی دو روز گذشته نیز که خبر انتصاب احتمالی ذبیحی به عنوان فرماندار ارومیه منتشر شده است برخی کارکنان فرمانداری نسبت به این موضوع ابراز نگرانی کرده اند .

موضوع انتصاب احتمالی ذبیحی به عنوان فرماندار ارومیه در حالی مطرح است که گفته میشود حراست استانداری از چند روز گذشته در حال بررسی تخلفات او است . گرچه بعید به نظر میرسد این موضوع از سوی حراست به درستی بررسی شود اما در صورت اثبات برخی تخلفات وی دور از ذهن نیست که تاثیر منفی در روند انتصاب او به عنوان فرماندار ارومیه داشته باشد .

در سال گذشته نیز ذبیحی بسیار تلاش میکرد تا به عنوان مدیرکل بنیاد شهید استان منصوب شود که با مخالفت گسترده بسیاری از کارکنان این نهاد ، فعالین سیاسی و برخی نمایندگان استان در مجلس موضوع انتصاب او نیز منتفی شد .

استاندار ماندنی شد ، ذبیحی ماندنی تر ! / آینا نیوز

مطالب مرتبط با بیژن ذبیحی

مدیرکل دفتر استاندار : کلاغ پر برو تا اخراج نشوی !!

توهین مدیرکل دفتر استاندار به احمدی نژاد !!

مدیر کل دفتر استاندار : فرماندار ماکو ۴۰ گوسفند را نجات داد !

اس.ام.اس جالبی از بیژن ذبیحی

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | دوشنبه 17 تیر1387 | 6:39 بعد از ظهر |
 

الف : در سال اول رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد ، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعده‌هاي ده‌ها ميليارد توماني به هر شهر داده مي‌شود ، گفته است : " نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور مي‌كند و همه مشكلا‌ت را حل مي‌كند " ‌

ب : نماينده‌اي از شوراي اسلا‌مي ، نقل مي‌كرد روزي در ملا‌قات رئيس‌جمهور با مقام رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: " كساني كه با ايشان در تماس هستند ، گفته‌اند " و پس از خروج از دفتر رهبري ، اظهار كرده است: " ايشان تصور مي‌كند من رئيس‌جمهور او هستم ، من رئيس‌جمهور امام زمان(عج) مي‌باشم!! " ‌

ج : پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آيت‌الله جوادي‌آملي، اظهار كرده است: <هنگام سخنراني ‌هاله‌اي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند> كه مورد انتقاد و بي‌اعتنايي آيت‌الله جوادي‌آملي قرار گرفت .

د : بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك ، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار مي‌كنند اين براي آقا امام زمان است .

هـ : شخصي نقل كرده است ، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت ، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم . وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است ، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند : " هيس ! امام جماعت ، حضرت ولي عصر(عج) است "

اینها بخشی از مقاله رسول منتجب نیا است که امروز در روزنامه اعتماد ملی منتشر شد . این یادداشت بسیار مهم قطعا در روزهای آینده بسیار جنجال برانگیز خواهد شد . منتجب نیا در مقاله خود با اشاره به ادعای محمود احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران مبنی بر ارتباط دولتش با امام زمان (عج) و بحث هاله نور به افزایش خرافه گرایی اشاره کرده و ضمن طرح چند پرسش بسیار مهم از احمدی نژاد درباره مدعاهای رییس جمهور از مراجع تقلید و علماء نیز در این باره استمداد کرده است .

یادداشت رسول منتجب نیا را اینجا بخوانید

دستور فوری توقیف اعتماد ملی بخاطر یادداشت قائم مقام کروبی

*****

اعتراض بیش از ۹۰۰ فعال جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به حکم هانا عبدی : حکم هانا عبدی غیر منصفانه است / کانون زنان ایرانی

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | سه شنبه 11 تیر1387 | 6:26 بعد از ظهر |
 

جمعی از کارکنان سیمای مرکز آذربایجان غربی در نامه ای سرگشاده به مقامات مسئول به مدیریت ناکارآمد و پلیسی شکرنیا ، مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی اعتراض کردند . از آنجاییکه شکرنیا در پرونده سازی های مختلف اخلاقی ، امنیتی و اداری برای کارکنانی که کوچکترین انتقادی را از مدیریت ناکارآمد او انجام دهند متخصص ترین مدیر کشور است از انتشار اسامی امضاء کنندگان این نامه سرگشاده خودداری میکنم تا مبادا آنها نیز به سرنوشت دهها همکار خود که به لطف بی کفایتی مدیرکل سیمای مرکز آذربایجان غربی مجبور به بستن رخت هجرت و یا به بهانه های واهی با پرونده سازیهای شکرنیا از سازمان اخراج و یا مجبور به استعفا شده اند ، دچار نشوند .

بسم الله الرحمن الرحیم

                              ان اللهَ لا یَغیرُما بقوم ، حتی یغیرو ما بانفسهم

به واقع "خداوند چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند". این دگر گونی آشکارا در میان کارکنان صدیق ، زحمت کش ، متعهد و پرتوان آذربایجان غربی کاملا هویدا شده است.

نتایج تاسف برانگیز به دست آمده در جشنواره شانزدهم تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز فریاد بلند این تغییر و دگرگونی است . فریادی که هر گوشی را که اراده به نشنیدن نیز داشته باشد متوجه خود می کند! " نه " به همه اراده های ناصواب و نا به جای تفکری مسموم بر فضایی فرهنگی است . 

سقوط مرکز آذربایجان غربی به قعر جداول امتیازات و ارزشیابی بزرگترین رویداد رسانه ای صدا و سیمای استان های سراسر کشور نشان از اراده بدنه این مرکز در رسانیدن صدای خود به گوش راس میدیریتی سازمان دارد ، راس مدیریتی که در تمام این سال ها هرگز اجازه گفت و شنود منطقی و بی واسطه به کارکنان خود نداد ، اینک باید هزینه این فریاد بلند را تحمل کند .

صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی با سرمایه گذاری های ارشمند دهه ی 70 و مدیریت موفق آن سال ها چنان در سال های بعد درخشید که همه نگاه ها را متوجه خود کرد . مرکزی با سابقه ی درخشان و دست آوردهای کم نظیر اینک در جشنواره شانزدهم در حالی از قافله جوایز و دست آورد ها عقب مانده که هیچ امید بازگشت به جایگاه های سنوات گذشته نمی رود .

صدا وسیمای مرکز آذربایجان غربی خیلی زود و در کمتر از چند سال همه دست آوردهای چشمگیر خود در دهه های گذشته را از کف داد و این همه نتیجه سوء مدیریت تحمیل شده و حاکم بر مرکز است که پیوندهای حداقلی بدنه زحمت کش و پرتوان آن را از هم گسست . مدیریتی که در کم نظیر ترین آمار های موجود هجرت چهره های متخصص ، متعهد و موفق رده های مختلف شغلی را از صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی به عنوان سیاه ترین صفحات کارنامه ی خود ثبت کرده است .

صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی در پی سال ها تلاش و سرمایه گذاری مدیران و همکاران و دوری از حاشیه های نامطلوب و صیانت و پاسداری از سیاست های کلی رسانه ملی موفق شده بود عناوین رسانه برتر را کسب کند . موفقیت های طلایی کسب شده در سال های گذشته متاسفانه با مدیریت منتج به فروپاشی کامل این مرکز در جشنواره شانزدهم نتایجی را رقم زد که تنها از آن با عبارت فاجعه می توان یاد کرد .

- بایکوت و حذف نیروهای متخصص و علم گرا با تعهد بالا به سیاست های فرهنگی رسانه از بدنه  کارکنان مرکز .

- هجرت چشم گیر کارشناسان و برنامه سازان پرتوان از مرکز .

-  اعمال مدیریت پلیسی با پرونده سازی های متعدد برای کارکنان شریف و نمونه این مرکز .

و از همه مهم تر رقم زدن جوی کاملا سیاسی و بسته بر خلاف سیاست کلان بی طرفی  رسانه در جریانات سیاسی کشور و مقاومت جدی مدیریت مرکزآذربایجان غربی در ممانعت از اجرای سیاست ترویج "درهای باز رسانه ای" که از سوی سازمان مرکزی دنبال می شد ، عمده دلایل گسست و شکاف ایجاد شده در پیکره ی یکی از مراکز رسانه ای حساس کشور ارزیابی می شود .

سیاست های پر اشتباه و حاشیه های ایجاد شده در پنج سال گذشته به نوعی نابودی کامل این مرکز را رقم زد هرچند که مردان و زنان رسانه ملی در تمام سال های گذشته نشان داده اند که ققنوس وار از خاکستر ویرانه های ایجاد شده از سوی مدیران تحمیلی و رانده شده از دیگر دستگاه ها سر بر آورده و صیانت از فرهنگ و هنر را به خوبی و با موفقیت دنبال خواهند کرد .

سوء رفتارهای مدیریت حاکم بر صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی تا به آنجا پیش رفت که خشم مردم دامنش را در خرداد 85 فرا گرفت !! آتشی که بیش از همه روح و جان کارکنان و خانواده ی فرهیخته مرکز آذربایجان غربی را مجروح کرد . زخمی که نه تنها از سوی مدیران تهران نشین دیده نشد بلکه در شگفتی تمام و در سالروز آن از چهره ی موثر در ایجاد این زخم جان سوز که بی درایتی و سوء مدیریت را با توزیع چماق و مجبور کردن کارکنان به زمین نهادن قلم و دوربین و بر گرفتن چماق به اوج رسانید بر این زخم سر باز نمک پاشید .

از عمده دلایل عقب رفت مرکز آذربایجان غربی و سقوط به قعر جداول رتبه بندی و ارزیابیهای سازمانی می توان به رویه نامطلوب مدیریت حاکم بر مرکز در تشکیل پرونده های تخلفات اداری برای نمونه ترین کارکنان مرکز اشاره کرد . با تحلیل آماری افرادی که از سوی مدیریت ناموفق مرکز آذربایجان غربی به تخلفات واهی و بی اساس متهم شده اند ، آشکار خواهد شد که موفق ترین ، متعهدترین و نمونه ترین مدیران ، کارشناسان و کارکنان مرکز آذربایجان غربی در تمام این سال ها بهترین دوران تلاش و بهره وری را صرف رد اتهامات و پرونده سازی های مدیری که تعادل روحی و روانی وی زیر سوال است از دست داده اند.

این ها تنها ذره ای از عوامل فروپاشی ساختار صدا و سیمای آذربایجان غربی در پنج سال گذشته است . نجوایی از فریاد بلند ما کارکنان سوگند خورده به سربلندی و استقلال رسانه ملی است. سخنی است که نشنیده ماندن آن بدون شک تبعات وخیم تری به دنبال خواهد داشت . کلامی است که نشان از خواست و اراده این خانواده برای تغییر و دیگرگونی در راه رسیدن به تعالی دارد . درد دل مخلص ترین رزمندگان و ایثارگران سال های دفاع مقدس است . خون دل و دیده ما رادیو تلویزیونی هاست که از دست مدیران تحمیلی به رسانه و نا آشنا به فرهنگ و هنر و رسانه . اعلام آشکار برائت است از همه این سال ها عقب رفت و سرافکندگی . دوری جستن است از فساد و تباهی .

              والسلام - جمعی از کارکنان صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی

صدا و سیما ، رسانه ملی یا سیب زمینی ؟! / عصر ایران 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لينك ثابت | نويسنده: سعید پورحیدر | دوشنبه 10 تیر1387 | 7:29 بعد از ظهر |
#