حامد عطایی دوست و همکار خوبم دیروز در سایتش ، " آینا نیوز "خبری با عنوان " جنجال تازه منتخب اول شورای شهر ارومیه " را منتشر کرد که برایم جالب بود و لازم دیدم در این باره توضیحی کوتاه بدهم . 
پنجشنبه هفته گذشته یک صفحه از روزنامه اعتماد اختصاص داشت به بررسی مسائل و مشکلات شهر و شورای شهر ارومیه . برای تهیه گزارشی از شورای شهر لازم بود تا با برخی از اعضای این شورا نیز گفتگویی انجام شود . پرویز جلیلی ، عادل فتاحی ، نیره چناقلو ، محمد حضرت پور ، شهره شیرزاد ، خدیجه منصوری و ابراهیم بازیان ( شهردار ) پس از مشورت با همکارم برای انجام گفتگو انتخاب شدند .
با توجه به شناختی که از تمام اعضای شورای شهر در نحوه پاسخگویی به سوالات خبرنگاران داشتم نگران آن بودم که نتوانیم گزارش خوبی تهیه کنیم !! نگرانیم نابجا نبود . همکار عزیزم ، حسن یوسفی که انجام گفتگو با اعضای شورا را بر عهده داشت از ناتوانی و عدم اشرافیت در پاسخگویی به پیش پا افتاده ترین سوالات از سوی یکی دو عضو شورا را برایم تشریح کرد .
نوار تمام مصاحبه ها را از حسن یوسفی گرفتم ، گوش کردم و متاسف شدم از چگونگی پاسخ یکی دو عضو شورا به ساده ترین سوالات . در این میان اما پرسش از منصوری و پاسخهای او تاسفم را دو چندان کرد .
شنبه هفته جاری برای دیدن برخی اعضاء به محل شورا رفتم . منصوری به همراه چند ارباب رجوع و یکی از دوستان خبرنگارم در اتاقش بود ، دقایقی گذشت و شهره شیرزاد هم آمد . منصوری ارباب رجوع را معطل گذاشت و تمام گزارش روزنامه اعتماد را خواند قیافه ای حق به جانب گرفت و گفت : " آقای پورحیدر دیگر با هیچ خبرنگاری مصاحبه نخواهم کرد " به زور جلوی خنده ام را گرفتم : " چرا ؟ مگر چه اتفاقی افتاده ؟ "
شروع کرد به گلایه کردن و گفت : " همکارتان سوالهای زیادی از من پرسید اما شما فقط چند خط از حرفهای من را چاپ کردید ، این کار شما درست نبود "
نمیخواستم پیش ارباب رجوع ، شهره شیرزاد و یکی از همکارانم علت اصلی عدم انتشار تمام گفته هایش را بگویم ، بهانه ای دیگر آوردم : " بخاطر کمبود جا در صفحه نتوانستیم همه گفته هایتان را چاپ کنیم و ضمنا قرار نیست که همه حرفهای مصاحبه شونده نیز منتشر شود و .... "
اخم کرد ، زیر زبان ناسزا گفت ، روزنامه را روی میزش پرت کرد و از اتاق خارج شد .
نمیتوانستم در حضور چند نفر به او بگویم که بخاطر حفظ آبرو و موقعیت خودش مجبور شدیم همه گفته هایش را چاپ نکنیم . منصوری خود نیز به خوبی میداند که آن بخشهایی که به نام او در روزنامه چاپ شده است هیچ شباهتی به آنچه که به همکارم گفته است ندارد !!! یکساعت با پاسخهای منصوری در روزنامه کلنجار رفتیم تا شاید بتوانیم حداقل پنج سطر به نام او منتشر کنیم !!
اگر هر آنچه منصوری گفته بود منتشر میشد نه تنها آبرو و موقعیت خودش به خطر می افتاد بلکه شورای شهر ارومیه نیز زیر سوال میرفت .
فقط به یکی از پاسخهای منصوری اشاره میکنم تا به عمق فاجعه پی ببرید !! همکارم از او درباره علت موفقیت زنان در انتخابات شورای شهر ارومیه پرسید و منصوری اینگونه پاسخ داد : " با دیگر زنان کاری ندارم اما درباره خودم باید بگویم چون من یک کرد هستم و اکثریت زنان کرد در ارومیه نیز کم سواد و بی سواد هستند من توانستم رای بیاورم و ...... "
به گفته منصوری کم سوادی و بیسوادی زنان کرد عامل اصلی انتخاب او بود ، و این به معنی آن است که اگر سطح زنان کرد در وضعیت بهتری بود او نمیتوانست به شورا راه یابد . گرچه با این گفته او درباره سطح سواد زنان کرد مخالفم و آنرا توهینی به شعور زنان کرد و کسانی که به منصوری رای داده اند میدانم .
این یکی از پاسخهای منصوری بود و مابقی نیز به این پاسخش شباهت داشت . شاید واقعا تقصیر همکارم است ، او باید متن کامل مصاحبه منصوری را منتشر میکرد تا مردم شهر بویژه بزرگان و نخبگان کرد به اشتباه خود در حمایت از منصوری پی میبردند !
اما توصیه ای به خدیجه منصوری دارم . بهتر آن است که ایشان وقت بیشتری برای حضور در جلسات شورا اختصاص داده و تمرین رانندگی را در روزهایی که جلسات شورا برگزار نمیشود انجام دهند !! و یا وقتی دقایق پایانی را در جلسات حاضر میشوند به جای تمیزکردن صفحه موبایلشان و یا ارسال اس.ام.اس بیشتر حواسشان به مذاکرات باشد تا شاید کمی نسبت به مسائل شهر اشرافیت بیشتری پیدا کنند .


